من مادر يك كودك اوتيسم هستم. اوتيسم بهعنوان يك اختلال رشدي شناخته شده است كه در كشور ما به تازگي مورد توجه والدين و بخش آموزشي و پرورشي قرار گرفته است.
اگر اشك چشمانم رنگي بود شايد بهتر از جوهر قلمم توان انعكاس مطالب را داشت. در كشور ما كودكان اوتيستيك از امكانات آموزشي، پرورشي و توانبخشي تخصصي بسيار محدودي برخوردارند كه برحسب تجربهاي كه در اين 7سال از دنبال كردن روند بهبودي فرزندم كسب كردهام به اين نتيجه رسيدهام كه عدمشناخت كافي و عدمامكانات كافي براي كمك به اين كودكان فقط و فقط نشأت گرفته از نبود نيروي كارآمد و متخصص آگاه در اين زمينه است.
اكثر معلمان و مربيان مدارس و مهدهاي كودك عادي، قريب به اتفاق پرسنل واحدهاي آموزشي و پرورشي و حتي متأسفانه در برخي موارد پرسنل كادر درماني نيز تا به حال چنين نامي را نشنيدهاند و در بدو مراجعه در مورد اين اختلال از والدين جوياي توضيح ميشوند! در اين لحظه كه شما بهعنوان والدين چنين كودكي، با اين پرسش حيرت انگيز مواجه ميشويد، از خود سؤال ميكنيد كه اين شخص تا چه حد ميتواند در ادامه راه و در روند آموزشي و پرورشي كودك من نقش مؤثري ايفا كند؟