او می آید.....
به شرافت و پاکی دریای اشک ، به راز سر به مهر تیرگی ها ی پر رنج، به خون ریخته شده در کربلا سوگند ، به ماه و آسمان به ارض و فلک، به روشنایی سوگند ،
به عطر گل های لاله و مریم خفته در خاک سوگند ،به آه جانسوز مادرانه سوگند ،به ژاله های روان روی گونه ها ،به زخمی ترین زخم از خنجر نامردها ،به بهترین کلام ها سوگند ، به بهار دلها و عطر شکوفه ها ،به سرخی رزها و به گرمی دست های گره خورده سوگند ،
به صداقت چشم های پر از پرسش ، به ناله های شب زنده داران ، به ذاکران و زائران حسین سوگند ، به روزهای عزیز و شب های زیبای احیا سوگند ، به بهار دل ها قرآن مبین و کلام خدا سوگند ، به سحاب و سما و ستاره سوگند ،
به هرآنچه نعمت است نازل به زمین سوگند ، به فرجه فرجه ی لحظات سخت و عذاب آور ، به حادثه های تلخ زمان سوگند ، به آبروی آبروداران و به حق مظلومین ، به خون پاک شهدا ،این لاله های بی همتا ، به خاکریز ها و سنگرهایشان سوگند ،
به وجود سرتا پا صفا و به صمیمیت و الفت و صداقت ، به شمس عدالت و به سخا سوگند ، به شهامت شیردلانی که دل دریا را با هم دلی می شکافند ، به عظمت خدای ابر و باران و مه و دریا سوگند ،
به استقامت به مهر و محبت و عشق و انتظار سوگند ، به خون های نا حق ریخته شده به جفایی که به جان عالمی عرضه شده سوگند که آن دادرس و دادگر خواهد آمد...