کاربرد کاردرمانی در روانپزشکی
امروزه ثابت شده است که درمانهای دارویی برای بیماران روانی تنها طرق درمانی نیستند زیرا همه بیماران روانی مبتلا به اختلال ارگانیک نمی باشند چراکه در بسیاری موارد عوامل مولد بیماری مسایل مختلف اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی وغیره میباشند که بایستی به طرق مختلف این مسایل را ریشه یابی کرده و امکاناتی را برای بیمار فراهم نمود تا خود در صدد رفع آنها برآید. لذا کاردرمانی یکی از مؤثرترین بخشهایی است که بخوبی میتواند نیازها و مشکلات بیماران را کشف نموده و به کمک دیگر همکاران و خانواده بیمار او را درحل معضل یاری نماید.
هر بیمار روانی از هرنوع و به هرعلت که باشد از لحاظ روابط اجتماعی، سلوک و رفتار اختلالی داشته و در نتیجه قدرت و طرز کار، تمایل بکار، حس تشریک مساعی و احساس مسوولیت وی مختل میگردد. لذا برای اینکه بیمار بتواند زندگی سودمندی را در اجتماع از سرگیرد لازم است سلوک و رفتار وی طبیعی شده، احساس مسئولیت و حس اجتماعی را بازیابد. بنابراین منظور نهایی درمانهای مختلفی که در مورد بیماران روانی بکار میرود رفع اختلالات سلوکی و برگرداندن حس اجتماعی آنان است. برای مثال بیمار افسرده ای که خود را ناتوان و بیهوده تصور میکند و وجود خود را اضافی و مخل آسایش دیگران میداند علاوه بر اینکه قدرت کار ندارد اقدامات خود را به ضرر دیگران تصور کرده، دست از کار شسته و گوشه گیری اختیار می نماید و یا بیمار مبتلابه اسکیزوفرنی که ممکن است نسبت به دیگران سوءظن داشته، آنان را دشمن خود بداند کارها و رفتار وی جنبه دفاعی پیدا کرده و برای حفظ خود از آزار دیگران از اجتماع کناره میگیرد و یا شروع به تعرض کرده و بنای ناسازگاری و پرخاشگری را می گذارد.
بیماران سبک تر مانند حالات وسواسی و یا سایرحالت عصبی و اختلالات شخصیتی و حتی بیماران جسمی نیز از قاعده کلی مستثنی نیستند و در همه حال اثرمستقیم بیماری در سلوک و رفتار بیماران منعکس می شود و به طریقی حس اجتماعی آنان را مختل می سازد بنابراین اگر رفتار آنان طبیعی شود و بتوانند با دیگران رفتار اجتماعی سالم برقرار کنند و قدرت کار خود را بازیابند در اینصورت چنین بیمارانی را باید بهبود یافته دانست. بکار بردن روشهای مختلف درمانی بهمین منظور است منتهی هر روش از راه مخصوص بخود عمل می کند .
در کاردرمانی، درمان متوجه واکنشهای بیمار نسبت به محیط به معنی عام خود می باشد. در این روش سعی میشود روابط بین افراد اصلاح شود و احساسهای مرضی مانند عدم اطمینان و اعتماد، ترس و سوء ظن، خشم و غیره که سبب پیدایش رفتارهای نامناسب شده است ازبین برود و اعتماد بنفس برگردد، حس تشریک مساعی تقویت شود، افکار هذیامی اصلاح گردد و بیمار طرز معاشرت و رفتار با دیگران را از نو بیاموزد. در کاردرمانی بیش از هر چیز به اجتماعی شدن مجدد اهمیت داده می شود. در شرایط درمانی خاصی که در این روش ایجا د می گردد حس اجتماعی بیمار یعنی احساس امنیت، احساس مسئولیت و حس همکاری که نشانه های سلامت می باشند به وی باز گردانده می شود.
کار یکی از وسایل مهم بر گرداندن حس اجتماعی منتهی کاری که به منظور درمان و کاملاً هدایت شده باشد .
کار درمانی علاوه برجنبه اجتماعی جنبه فردی نیز دارد به این نحو که کار وسیله ای برای رهایی ازعقده های روانی است. در زندگی روزانه می بینیم که اشخاصی در مواقع ناراحتی بوسیله ای سعی می کنند خود را از فشارهای درونی آزاد سازند و در چنین مواردی هر کسی بسته به هوش و استعداد و شرایط زندگیش عملی را انجام می دهد. بعضی یبا صحبت در باره ناراحتی های خود را فراموش کنند.
بیمار روانی نیز احتیاج بهمین راههای استخلاص دارد. در روان درمانی راه استخلاص حرف زدن است و درکاردرمانی راه اختلاص کار و فعالیت می باشد. کارهای هنری بخصوص نقاشی و مجسمه سازی از این لحاظ که به بیمار فرصتی می دهد تا عقده های درونی مستقیماً از این راه منعکس سازد، وسیله بسیار خوبی چه برای تشخیص و چه برای درمان می باشد.
کاردرمانی روشی است که در مورد اغلب بیماران روانی می توان بکار برد و آنان را از خطر بزرگ انزوا رهایی بخشید. اگر چه مشکلات معلولین جسمی و روانی از اساس با یکدیگر متفاوتند اما اهداف کلی را که کاردرمان در رابطه با بیماران روانی دنبال می نماید تقریباً همان اهدافی است که در بخش کاردرمانی برای معلولین جسمی توضیح داده شد با این حال جزئیات وظایف و اهداف کاردرمانی در روانپزشکی را فهرست وار چنین می توان خلاصه نمود:
- 1- کمک به تیم روانپزشکی در تعین و تشخیص نوع بیماری .
- 2- سعی در بهبود و پرورش قابلیتهای بیمار با ارتقاء و تکامل مهارتها و توانائیهای وی .
- 3- کاهش علائم و عوارض بیماری تا آنجا که بیمار وظایف خود را در مسیر واقعیات زندگی و اجتماعی ایفا نماید .
- 4- کوشش در تکامل و پرورش قدرتهای اگو و انگیزه های بیمار ظمن فعالیتهای روزمره در قالب تجارت موفقیت آمیز بیمار.
- 5- بهبود و پرورش تمرکز حواس و دقت بیمار .
- 6- سعی در افزایش قدرت تصمیم گیری و عادات صحیح نسبت به کار و فعالیت .
- 7- ایجاد وضعیت های لازم و صحیح برای استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعی مفید و مؤثر .
- 8- سعی در بهبود و ارتقاء سطح اقناع و ارضای نسبی بیکار از زندگی روزمره براساس قابلیتهای او.
- 9- سعی در پرورش و آموزش هوشیاری بیمار برای شناخت صحیح محیط زندگی روزمره براساس قابلیتهای او.
- 10- ارشاد و تربیت بیماران برای کسب اعتماد به نفس کافی در تأمین زندگی مستقل در سطوح واقعیتهای روابط اجتماعی موجود.